تبليغاتX
پایگاه رسمی هیئت رایة العباس (ع) نظرآباد

پنجشنبه چهاردهم آبان 1388

پرسه در خیال

سلام . مدتی بود که براتون شعر آئینی نگذاشته بودم . این شعر از سید حمید برقعی امیدوارم که لذت ببرید .

::::بسم الله::::

با اشک هاش دفتر خود را نمور کرد 
در خود تمام مرثیه ها را مرور کرد
ذهنش ز روضه ها ی مجسم عبور کرد
شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد
احساس کرد از همه عالم جدا شده است
در بیت هاش مجلس ماتم به پا شده است
در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت
وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت
وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت
مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت
باز این چه شورش است که در جان واژه ها ست
شاعر شکست خورده طوفان واژه هاست
بی اختیار شد قلمش را رها گذاشت
دستی زغیب قافیه را کربلا گذاشت
یک بیت بعد ، واژه ی لب تشنه را گذاشت
تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت
حس کرد پا به پاش جهان گریه می کند
دارد غروب فرشچیان گریه می کند
با این زبان چگونه بگویم چه ها کشید
بر روی خاک و خون بدنی را رها کشید
او را چنان فنای خدا بی ریا کشید
حتی براش جای کفن بوریا کشید
در خون کشید قافیه ها را ، حروف را
از بس که گریه کرد تمام لهوف را
اما در اوج روضه کم آورد و رنگ باخت
بالا گرفت کار و سپس آسمان گداخت
این بند را جدای همه روی نیزه ساخت
"خورشید سر بریده غروبی نمی شناخت
بر اوج نیزه گرم طلوعی دوباره بود"
اوکهکشان روشن هفده ستاره بود


خون جای واژه بر لبش آورد و بعد از آن ...
پیشانی اش پر از عرق سرد و بعد از آن ...
خود را میان معرکه حس کرد و بعد از آن ...
شاعر برید و تاب نیاورد و بعد از آن ...
در خلسه ای عمیق خودش بود و هیچ‌کس
شاعر کنار دفترش افتاد از نفس...

                                                          یا علی مدد

نوشته شده توسط جامانده در 11:17 |  لینک ثابت   • 

شنبه دوم آبان 1388

شورای هیئت به همراه حاج مهدی سلحشور جمعه 10 مهر 88 

 

 مراسم تخریب قبور مطهر ائمه بقیع جمعه ۱۰ مهر ۱۳۸۸ با حضور حاج مهدی سلحشور

باتشکر از همه خادمین جلسه به ویژه برادران عزیز :

محمد مهدی عباسی ، حسن اینانلو زاده ،میلاد کزازی، سید پیمان موسوی ، محمد طاهرپور ، حسین لشگری ، هادی سعادتی و  . . .

نوشته شده توسط جامانده در 15:56 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و پنجم مهر 1388

فشار و عذاب قبـــــــر

فشار و عذاب قبر چگونه است؟

قبر يك معناي ظاهري دارد كه همان گودال خاكي است كه انسان در آن دفن مي شود و يك معناي حقيقي دارد كه مربوط به جايگاه روح با بدن برزخي است. بعضي گمان كرده اند: مقصود از قبر، همين گودال تنگ و تاريك گورستان است و فشار و عذاب قبر نيز مربوط به كالبد مادّي است، در حالي كه از روايات معصومين استفاده مي شود كه قبر سر آغاز حيات برزخي انسان است.
علامه مجلسي و فيض كاشاني گفته اند: «منظور از قبر، اين گودال تنگ و تاريك نيست، بلكه مراد جايگاه روح انسان در عالم برزخ است، زيرا روح پس از دفن بدن و از شب اول قبر، زندگي برزخي را شروع مي كند و برزخ هر انساني از كنار قبرش ظاهر مي گردد. از سوي ديگر تفهيم آغاز حيات برزخي براي زندگان در صورتي معنا پيدا مي كند كه كلمه قبر به ميان آيد تا محسوس و ملموس گردد. از اين رو واژه قبر به كار رفته است.»(1)
آن چه اين مطلب را به اثبات مي رساند رواياتي است كه درباره عالم برزخ وارد شده است. امام سجادعليه السلام مي فرمايد: «و اللّه ان القبر لرَوضة مِن رياض الجنة او حُفرة مِن حُفَر النار؛ به خدا قسم، قبر باغي از باغ هاي بهشت و يا گوشه اي از گوشه هاي دوزخ است.»(2)
شكي نيست كه قبر خاكي و ملموس براي ما داراي چنين نشان و وصفي نيست؛ طبعاً بايد قبر در اين جا معناي ديگري داشته باشد كه اين قبر به گونه اي حاكي از آن است. امام صادق عليه السلام مي فرمايد: «سوگند به خدا، من از برزخ شما مي ترسم. گفته شد. برزخ چيست؟ حضرت فرمود: «القبر منذ حين موته الي يوم القيامة؛ مقصود از برزخ، قبر انسان است از لحظه مرگ تا روز رستاخير.»(3)
«از آن جا كه چنين برزخي جنبه همگاني دارد بايد همه نوع مردگان را شامل شود؛ اعم از كساني كه طعمه درنده مي گردند يا در آب غرق مي شوند يا در دل آتش مي سوزند و كساني كه پس از تبديل بدن آن ها به خاك در قبر از طريق باد و طوفان در اطراف جهان پراكنده مي شوند. مسلماً همه آنان برزخي دارند به نام قبر. پس بايد به قبر ديگري غير از اين قبر خاكي انديشيد كه با همگان سازگار باشد»(4). بر اين اساس بايد گفت: «سؤال و فشار قبر مربوط به جسم مادّي نيست، بلكه به روح در قالب جسم مثالي ارتباط دارد، زيرا كالبد مادّي انسان پس از قطع رابطه با روح نه احساسي دارد و نه حياتي تا بتواند عذاب و نعمت را درك كند. وقتي روح در قالب برزخي و مثالي مورد سؤال و عذاب قرار مي گيرد ضرورتي ندارد از راه اعضا و جوارح سؤال يا عذاب شود. همان طوري كه روح ما در عالم رؤيا تلاش مي كند، حرف مي زند، فرياد مي كشد، مي ترسد، گريه مي كند يا مي خندند بدون اين كه دست و پا و اعضا و جوارح ما فعاليت كنند.»(5)
در روايتي از امام صادق عليه السلام سؤال شد: شخصي كه به دار آويخته شده فشار قبرش چگونه است؟ حضرت فرمود: «به هوايي كه بر او احاطه دارد دستور داده مي شود كه از هر طرف به او فشار وارد كند».(6) مقصود اين است كه قبر، حفره نيست؛ همان فضايي كه روح را با بدن برزخي احاطه كرده منشأ فشار مي شود. البتّه فشار جنبه روحي دارد كه مولود ندامت و حسرت است.
از روايات استفاده مي شود كه بسياري از افراد دچار فشار قبر مي شوند. امام صادق عليه السلام مي فرمايد: «چه قدر اندكند افرادي كه از فشار قبر رهايي يابند».(7) عواملي هم چون: سخن چيني، تندخويي، كج خلقي با خانواده، اسراف و تضييع نعمت، و بالاخره معاصي و گناهان كبيره در فشار قبر مؤثر است. اعمال صالح، كمك به هم نوعان، نماز شب، تلاوت بعضي از سوره هاي قرآن، ذكر و تلقين پس از دفن، خيرات بازماندگان، گذاشتن تربت امام حسين عليه السلام در قبر، محبت اهل بيت، صلوات بر پيغمبر، اخلاق پسنديده، زيارت قبر امام حسين عليه السلام، نماز، استغفار، صدقه، ارشاد و هدايت جامعه موجب نجات از فشار و عذاب قبر مي شود.(8)

1) محمد باقر شريعتي سبزواري، معاد در نگاه عقل و دين، ص 282.
2) بحارالأنوار، ج 6، ص 159.
3) همان، 116.
4) جعفر سبحاني، منشور جاويد، ج 9، ص 237.
5) محمد باقر شريعتي سبزواري، همان، ص 284 - 283.
6) بحارالأنوار، همان، ص 266.
7) همان، ص 261.
8) سفينة البحار، ج 2، ص 397 - 396.
نوشته شده توسط جامانده در 20:36 |  لینک ثابت   • 

جمعه هفدهم مهر 1388

توبه

طوبی لِمَن وَجَدَ فی صَحیفَةِ عَمَلِهِ یومَ القیامَةِ تَحتَ کُلِّ ذَنبٍ «أَستَغفِرُاللّه».   وسائل الشیعه، ج 11، ص 355

 انتهای بعضی کوچه ها بن بست است، راه خروجی نیست، بعضی بیماری ها صعب‏العلاج است، راه درمانی نیست. اما آخر هر گناه یک راه بازگشت و یک راه درمان است؛ «توبه»!!

پیامبر(ص) فرمودند: «خوشا آن کس که روز قیامت در نامه عملش زیر هر گناه یک «استغفرالله» باشد». توبه آخرین روزنه بن بست‏های گناه است.

نوشته شده توسط جامانده در 7:57 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388

جای خدا

وَ قَد سُئلَ اَینَ اللّهُ ؟! قالَ رَسولُ اللهِ: عِندَ المُنکَسِرَةِ قُلُوبُهُم.       میزان الحکمه، ج 3، ص 1156، ح 3820.

فکر می‏کنی خدا واقعاً کجاست؟! آن دورها، توی آسمان های دورِ دور؟! یا همین نزدیکی ها، همین دور و برها؟!

آن روزگار هم کسی به دنبال خدا می گشت، آمد نزد پیامبر(ص) و پرسید؛ یا رسول الله، خدا کجاست؟ پیامبر(ص) فرمودند: «خدا نزد شکسته دلان است». خوشا به حالت که خدا میهمان دل تو شده است.

 

                        اگر با نوشته ها و نظرات خوبتان یاریمان کنید، ممنون و سپاسگزاریم.

نوشته شده توسط جامانده در 22:44 |  لینک ثابت   •