تبليغاتX
هیئت رایةالعباس (ع) نظرآباد
هیئت رایةالعباس (ع) نظرآباد
ارسال در تاريخ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 توسط خادم هیئت

روزهای پایانی اردیبهشت ماه سال هزار و سیصد و نود و یک است....

و در حالی این روزهای با طراوت بهاری را می گذرانیم که نهمین سالروز تاسیسس هیئت را با همه خاطرات تلخ و شیرینش پشت سر گذاشتیم....

سالی هایی که هیئت رایت العباس (ع) با وجود همه مهربانی ها و نامهربانی ها و همه پستی و بلندی ها به مدد قمر منیر بنی هاشم و در راستای اهتزاز پرچم مکتب اهل بیت و با تلاش شبانه روز همه دوستان به پایان رسانید...

ازصالح آباد و خ امام حسین و هزار متری تا 40 دستگاه و دنگیزک و هشتگرد و....... همه و همه در صفحه خاطرات نوکریمان ثبت شد و همه را مدیون عنایات ویژه امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هستیم...

در این چند سال برپایی هیئت دوستان زیادی بودند که زیر سایه این پرچم نوکری کردند و حالا از ما جدا شدند و خاطره های شیرینی از آنها برایمان در دفترچه خاطرات ذهن ما و هیئت به جا مانده، البته می دانیم که این بچه ها هنوزهم خودشان را رایت العباسی می دانند و قلبشان هنوز که هنوزاست برای این هیئت می تپد. وظیفه ما بود تا در سالگرد برپایی اولین جلسه هیئت رایت العباس (ع) یادی از همه این بچه ها بکنیم و برایشان آرزوی سلامت و موفقیت داشته باشیم و از حضرت عباس (ع) بخواهیم که در روز محشر شفیع همه کسانی باشد که زیر این بیرق نوکری کردند.

و اینک از طرف همه خادمین و دوستان شما در هیئت رایت العباس (ع) فرارسیدن نهمین سال تاسیس این مجموعه را خدمت یکایک شما همراهان و دوستان گرامی و خانواده های محترمتان تبریک عرض نموده آرزومندیم تا وجود نازنین مولانا حضرت صاحب الزمان(روحی فداه) از همه ما و شما راضی و خشنود باشند...

به امید طلوع فجر ظهور ایشان و سلامتی و موفقیت رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای(حفظه الله) ان شالله...

ارسال در تاريخ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 توسط خادم هیئت

مناجات با حضرت ولیعصر عج 

باز آمدم كه درد دلم را دوا كني
تابلكه بيشتر دل من مبتلا كني


بازآمدم كه باتو كمي درد دل كنم
شايد مرا زبغض گلويم رها كني


خواهم زفاطميه بگويم براي تو
بايد دوباره مجلس روضه بپا كني


سخت است بی تو خواندن اين روضه ها بيا
تا با زبان خود سر اين روضه وا كني


فصل عزاي مادرت آمد شتاب كن
بايد بيايي و طلب خون بها كني


آن شب غرور مادرتان پشت در شكست
آقا بيا كه حق عدو را ادا كني


زهرا كه رفت هم نفس چاه شد علي
تا دق نكرده است تو بايد دعا كني


آقا مدينه مجلس گريه بپا مكن
بايد و گرنه گريه ي خود بي صدا كني


يعني شبيه فاطمه مجبور مي شوي
بيرون شهر كلبه ي احزان بنا كني

***مهدی چراغ زاده***

یا فاطمه الزهرا 

آیینه دار ام ابیها صبور باش
زینب در این دو روزه‌ی دنیا صبور باش

دنیا اسیر درد و غم بی ملالی است
در این سکوت سرد تماشا صبور باش

بابا که نیست هر چه دلت خواست گریه کن
اما کنار غربت بابا صبور باش

این روزهای غرق محن با برادرت
یا صحبتی ز کوچه مکن یا صبور باش

حرفی نزن ز پهلوی زخمی مادرت
در این غروب عاطفه تنها صبور باش

کار من از طبیب و مداوا گذشته است
انگار رفتنی شده زهرا صبور باش

گاهی دلت بهانه‌ی مادر که می کند
بر سر بگیر چادر من را صبور باش

امروز تازه اول راهست دخترم
فردا که پر کشیدم از اینجا صبور باش

یک روز می روی به بیابان کربلا
بر تل بیقراری و غمها صبور باش

خورشید خون گرفته‌ی من پیش چشم تو
بر روی نیزه می رود اما صبور باش

بر حنجر بریده بزن بوسه جای من
اما به خاطر دل زهرا صبور باش

این آخرین وصیت مادر به زینب است
تا جان به پای مکتب مولا صبور باش

از کربلا به بعد علم روی دوش توست
روح حماسه ! زینب کبری ! صبور باش

***یوسف رحیمی***

 

ارسال در تاريخ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 توسط جامانده
ارسال در تاريخ جمعه هشتم اردیبهشت 1391 توسط جامانده

ارسال در تاريخ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 توسط جامانده

با سلام خدمت تمامی دوستان . دو کلیپ از فاطمیه در وبسایت قرار داده شده است . به محض آماده شدن دیگر کلیپ ها در وبسایت قرار داده می شوند .

اولین کلیپ با فرمت flv 

دومین کلیپ با فرمت flv

ارسال در تاريخ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 توسط جامانده

اشعار خوانده شده در مراسم شب شهادت حضرت زهرا س-  چهارشنبه ۱۶ فروردین

مناجات با حضرت ولیعصر عج

چه می شود که شبی بشنوم صدایت را
به درد، گریه کنم زخم روضه هایت را

بگو کجا زده ای خیمه در کدامین دشت؟
به این دو چشم که طی کرده رد پایت را

زمان بدون تو امشب چه سرد می گذرد
بیا که گرم کنی مجلس عزایت را

جسارت است ولی می شود همین شب سرد
کشی به روی سرم لحظه ای عبایت را

گمان کنم که صدایت گرفته چون زینب (س)
میان بغض صدای می زنی خدایت را

شاعر: حسن لطفی

.................................................................................

 روضه حضرت صدیقه س

وقتش شده نگاه به دور و برت کنی
فکری برای اینهمه خاکسترت کنی

عُذر مرا ببخش دوایی نداشتم
تا مرهم کبودی چشم ترت کنی

امشب خودم برای تو نان می پزم ولی
با شرط اینکه نذرِ تب پیکرت کنی

مجبور نیستی که برای دلِ علی
یک گوشه ای نشینی و چادر سرت کنی

زحمت نکش خودم به حسین آب می دهم
تو بهتر است فکر برای پرت کنی

ای کاش از بقیه‌ی پیراهن حسین
معجر ببافی و به سر دخترت کنی

من ، زینب و حسن ، ... همه ناراحت توایم
وقتش شده نگاه به دور و برت کنی

شاعر: علی اکبر لطیفیان

.................................................................................................

دوستان گرامی؛ کلیپ های پخش شده در هیئت بزودی در وبسایت قرار می گیرد .

............................................................................................................................

 

 

ارسال در تاريخ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 توسط جامانده

ارسال در تاريخ سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 توسط جامانده
.: Weblog Themes By Blog Skin :.